عسلعسل، تا این لحظه: 17 سال و 3 ماه و 4 روز سن داره

◕ ‿ ◕ ♥ فندق کوچــولوی خونمـــــون ♥ ◕ ‿ ◕

مهمونی عســـ♥ـــــل

سلــــــام دوستای گل خودم   خوبیــــــــــــن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ دیشب برای شام خونه ی عمه جون عسل دعوت بودیم که عسل تا دلش بخواد شیطونی کرد خلاصه بعد شام حسابی شلوغی کرد همش بدو بدو میکرد قبل از اینکه بریم وقتی حاضر شدیم و بابایی هم حاضر شد  از عسل و باباییش یه عکس خوشگل انداختیم               اینم عکسش                                             ...
17 بهمن 1391

خريداي جديد اتاق عســـ♥ـــل

سلام دوستاي مهربونـــــــــــم چند روز پيش برا اتاق عسلي مبـــل خريديم كه مبلاشم مثل خودش فسقلـــــيه انقدر ذوق داشت كه غذاشم رو مبلش ميشست ميخورد و حتي بعضي وقتا رو مبلش خوابش ميبرد   يه عروسك شرك هم براش خريديم چون كارتونشو ديده و ميشناستش خيلي دوستش داره اينم عكســـــش:                                                           اينم يه عكس ديگه از عسل و ش...
14 بهمن 1391

عســـ♥ـــل و شيطــــونيـاش

ســــلام به دوستاي گلــــــــمون خوبين؟؟؟؟؟؟؟ عسل ما هم خوبه و هر روز شيطون تر ميشه بزارين از مهد رفتـــن عسلمون بگم كه رفتن با خودشه برگشتنش با خـــــــــداس و تا خونه انقدر گريه ميكنه كه كلافه ميشــم پنج شنبه هم اولين روز دهه فجر عسلم اينا تو مهد جشن داشتن  كه مربي گفته بود صورتشونو گريم كنيم اينم عكس گريمشــــــــه                                                     ...
14 بهمن 1391

كمك كردن عســــ♥ـــل گلم

سلام دوســــتاي گلم خوبين؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟   عسلم ديگه برا خودش خانمي شده تو كاراي خونه بهم كمك ميكنه وسايل سفره رو جمع ميكنه لباسارو رو بند اپارتماني پهن ميكنه ولي چجوري 1000000 بار اين لباساي بدبختو ميندازه زمين ور ميداره بعد ميگه اشكالي نداره    اتاقش هميشه مرتبه البته بعضي وقتا بهم ميريزه  كه بعد منم برا جمع كردنش كمكش ميكنم                                  ببينيد گلم داره چطور اتاقشو جارو ميكنه            &nbs...
14 بهمن 1391

عســـــ♥ـــــــل در شهربازی

سلام عزیزای خودممممممممممممممممممممم     چطورین عزیزای دلم؟ خوب بذارین از عسل گلم براتون بگم   عسلم وقی میره شهر بازی قبل از این که سوار چیزی بشه از قبل وسیله ی بعدی رو انتخاب میکنه مگه از بازی خسته میشه این دختر بلا و مموش مامان  خب چند روز قبل که رفته بودیم ازش چند تا عکس گرفتم که بعدا براتون میذارم. خلاصه دخترم خانمی شده واسه خودش اتاقشو خودش مرتب می کنه جوراباشو خودش میپوشه دیگه وقتی که لباساشو در میاره قشنگ تا میکنه و تو کمدش میذاره خلاصه شده همه زندگی من و باباشت. راستی عسل به باباش می گه باباشت نمی دونم چرا؟  تازگیا هم حرفای قلمبه و سلمبه زیاد میزنه مثلا اون ...
14 بهمن 1391

محرم وعســـــــ♥ــــل

باز هم محرم آمد و دلها حسینی شد سلام دوستای گلم امسال قراره تاسوعا و عاشورا بریم میاندوآب خیلی وقته که نرفتیم راستی عسل وابستگی خاصی به مامانی و باباییش داره بیش از اندازه امیدوارم همیشه همینطور باشه منم خیلی دوستشون دارم راستی یه عالمه برا عسل کلاه و پاپوش و شلوار سفارش داده بودم که قراره دوشنبه برسه بدستمون که عکسای اونارو با عکسایی که قراره تو تاسوعا و عاشورا بگیرم رو براتون حتما میذارم الان عجله دارم واسه همین نتونستم شکلک بذارم دوستون دارم عاششششششششششششششششششششششششششششششششششقتم دختر گلم شدی نفسم همه کسم ...
14 بهمن 1391

عســ♥ـــــلم میتونه بخونه

سلام عزیزای دلم میدونم خیلی تاخیر داشتم ولی اومدم که جبران کنم. عسلم میتونه کامل جملات رو بخونه دختر کوچولوی من هم به خوندن هم به نوشتن علاقه ی زیادی داره وقتی میبینم که خودش بدون کمک من می تونه بخونه خیلی خوشحال میشم و بهش افتخار میکنم الان چند تا از عکسای نازشو میذارم براتون که ببینین و حالشو ببرین اینا بن بن بن دخترمه ببین گلم چطور میخونه الهی دورش بگردم فدای اون چشمات بشم عروسکم   ...
14 بهمن 1391